فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سیر

sir[siːɹ]

satt صفت

صفت

  • سیرsir[siːɹ](satisfied, in relation to eating)

دستور زبانِ satt

صفت

تلفظ
[zat]
همهٔ صورت‌ها
  • satterصفت تفضیلی
  • am sattestenصفت عالی
  • satterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sattesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • sattenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sattenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • sattemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sattemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • sattenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sattesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • satteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • satteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • satteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • satteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • sattenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • sattenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • satteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • satteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • sattenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • satterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • satteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • sattesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • sattenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • sattenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • sattenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • sattenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • sattenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • sattenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • sattenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • satteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • sattesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • sattenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • sattererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sattereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • satteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sattereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sattererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sattererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • satteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sattererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • satteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • satterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • satteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • sattereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sattereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sattereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • satterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • sattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • satterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • sattererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • sattereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • satteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • satterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • satterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • sattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • satteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • satterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • sattesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sattesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sattesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • sattesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • sattestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • sattestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • sattestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sattestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sattestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • sattestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sattesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sattestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • sattestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Ich bin satt, vielen Dank!

من سیرم، خیلی ممنون.

Selbst essen macht satt.

حتی خوردن آدم را سیر می‌کند.

Zwei werden nicht satt: Wer Wissen und wer Reichtum sucht.

دو کس سیر نمی‌شوند: کسی که علم یا ثروت می‌جوید.

Heimat ist nicht da, wo man geboren ist, sondern da, wo man satt wird.

وطن آنجا نیست که آدم به دنیا آمده است، بلکه آنجاست که آدم سیر می‌شود.

Die Katze spielt mit den Mäusen, wenn sie satt ist.

در هنگام سیری، گربه با موش بازی می‌کند.

Im Neuen Jahr wirst du drei Tage satt, im Sommer aber wirst du drei Monate hungern.

در سال نو، تو سه روز سیر می‌شوی، اما در تابستان تو سه ماه گرسنگی می‌کشی.

Das Amt macht wohl satt, aber nicht klug.

مقام آدم را کاملا سیر می‌کند اما عاقل نمی‌کند.

das habe ich satt

من از این چیز بیزار شدم

Nein, danke. Ich bin so satt.

نه، ممنونم. بسیار پر شدم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

sie essen sich satt

آنها سیر می خورند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1854836), cojiluc (fa #6946386), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2384778), cojiluc (fa #6946406), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5057696), cojiluc (fa #6946401), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5369162), cojiluc (fa #6946402), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2098895), cojiluc (fa #6946397), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5461437), cojiluc (fa #6946404), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #3177455), cojiluc (fa #6946391), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: wolfgangth (de #10254372), mahdiye (fa #652657), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها