فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جمع کردن

jam' kardan

sammeln فعل

فعل

  • جمع کردنjam' kardanجَمع کَردَن(to bring together; to collect)(to gather together)
  • گرد آوردنgerd âvordanگِرد آوَردَن[ɡʲéɹd̪̥ ʔɒː.voɹ.d̪æn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جمع آوری کردنjam'-âvari kardanجَمع آوَری کَردَنتأییدنشده
  • جمعادن(to come together in a group or mass)تأییدنشده
  • جمعیدن(to come together in a group or mass)تأییدنشده
  • فراهمیدن(to gather together)تأییدنشده

دستور زبانِ sammeln

فعل

تلفظ
[ˈzaml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gesammeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sammelndمعلوم، participle، حال
  • gesammeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sammleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sammleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sammelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sammeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sammeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sammleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sammelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sammlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sammeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sammeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sammleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sammeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sammeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sammletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sammelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sammelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sammeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sammeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sammelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sammelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sammeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sammeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sammeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sammeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sammeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sammeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir sammeln Spenden für das Waisenhaus.

ما برای یتیم‌خانه کمک جمع می‌کنیم.

Sie hat uns Feigen von ihrem Garten gesammelt.

او از باغش برای ما انجیر چید.

Von Kindheit an sammel ich gern Pilze.

از کودکی دوست داشتم قارچ جمع‌آوری کنم.

Der Bettler sammelte trockenes Brot.

گدا نانهای خشک را جمع کرد.

Sie sammelten Muscheln am Strand.

آنها در پلاژ صدف جمع می‌کنند.

Mit dem Holz, das er gesammelt hatte, befeuerte Tom seinen Ofen.

تام با چوب‌هایی که گرد آورده بود، اجاقش را افروخت.

sammle, soviel du kannst

تا می توانی جمع کن

Ich sammle sehr gerne Muscheln!

من عاشق جمع آوری صدف هستم!

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich sammle sehr gerne Muscheln!

من عاشق جمع آوری گوش‌ماهی هستم!

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: maaster (de #6940960), cojiluc (fa #9379835), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2284450), cojiluc (fa #10834780), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #1969201), cojiluc (fa #7453525), tatoeba.org
  4. ۴: Manfredo (de #672431), cojiluc (fa #8177569), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #2292650), cojiluc (fa #10735127), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #9018355), cojiluc (fa #13354134), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #11783856), cojiluc (fa #10322769), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #11783856), cojiluc (fa #10322776), tatoeba.org
منابع و مجوزها