فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گفتن

goftan[ɡ̥of.t̪ʰǽn]

sagen فعل

فعل

  • گفتنgoftan[ɡ̥of.t̪ʰǽn](to communicate verbally or in writing)(to pronounce)(to pass information)(to say, to tell)(bestimmte Worte sprechen (mit direkter oder indirekter Rede verwendet))childish
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گوتأییدنشده
  • باز خواندن(to recite)تأییدنشده
  • برخواندن(to recite)تأییدنشده

دستور زبانِ sagen

فعل

تلفظ
[ˈzaːɡn̩], [ˈzaːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gesagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sagenمعلوم، مصدر، حال
  • sagendمعلوم، participle، حال
  • gesagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • sagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Es gibt viele Wege, ja zu sagen; es gibt nur einen Weg, alles zu leugnen.

راه‌های بسیاری برای گفتن بله وجود دارد، اما تنها یک راه برای انکار همه وجود دارد.

Er hat nicht den Mut, die Wahrheit zu sagen.

او جگر گفتن حقیقت را ندارد.

"Lüge nicht" bedeutet nicht unbedingt "sage die Wahrheit".

«دروغ نگفتن» الزاما به معنی «راست گفتن» نیست.

Sag mir.

به من بگو.

Wer am wenigsten zu sagen hat, redet am meisten.

کسی که کمترین چیز را برای گفتن دارد، بیشترین حرف را می‌زند.

Wer nichts zu sagen hat, soll keine Kommentare schreiben.

کسی که برای گفتن هیچ ندارد، نباید حاشیه بنویسد.

Ich habe darüber hinaus nichts zu sagen.

غیر از این چیزی برای گفتن ندارم.

Sagen und Tun sind zweierlei.

گفتار و عمل دوگانه هستند.

Sie sagte, es tue ihr leid.

او معذرت خواهی کرد.

Solange die Theologen reden, hat Gott nichts zu sagen.

مادامی که تئولوگها حرف می‌زنند، خدا حرفی برای گفتن ندارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3989340), cojiluc (fa #7004758), tatoeba.org
  2. ۲: Dejo (de #728307), cojiluc (fa #10756505), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1077399), cojiluc (fa #7236744), tatoeba.org
  4. ۴: kutschektar (de #7285655), Hussein64 (fa #5118199), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1222762), cojiluc (fa #8119380), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5579693), cojiluc (fa #13123916), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #5241907), cojiluc (fa #6840076), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1923589), cojiluc (fa #8136017), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #2756754), Suroosh (fa #9053540), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #6301766), cojiluc (fa #12731253), tatoeba.org
منابع و مجوزها