فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صدا زدن

تأییدنشده

rufen فعل

فعل

  • صدا زدن(to request, summon, or beckon)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صدا کردنsedâ kardanصِدا کَردَن[sed̪ɒː kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • صیحه زدنصِیحه زَدَنتأییدنشده
  • هوار زدنهَوار زَدَنتأییدنشده
  • فریاد کردنfaryâd kardan[fæɹ.jɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn](to utter a sudden and loud outcry)تأییدنشده

دستور زبانِ rufen

فعل

تلفظ
[ˈʁuːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rufendمعلوم، participle، حال
  • gerufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rufeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ruftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ruftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ruftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • riefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • riefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • riefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • riefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • riefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • riefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • riefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • riefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • riefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • riefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • riefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Pflicht ruft mich.

وظیفه مرا می‌خواند.

Im Notfall rufe die 119 an.

در حالت اضطراری با ۱۱۹ تماس بگیر.

Verzeihung, dass ich dich mit dem Vornamen rufe.

ببخشای که من تو را با نام کوچک می‌خوانم.

Wenn du deinen Pass verlierst, rufe die Botschaft an.

اگر پاسپورتت را گم کردی، با سفارت تماس بگیر.

Verzeihung, dass ich dich mit dem Vornamen rufe.

ببخش که من تو را با نام کوچک صدا می‌کنم.

Die Natur hat mir nicht gesagt: Sei nicht arm! Noch weniger: Sei reich! Aber sie ruft mir zu: Sei unabhängig!

طبیعت به من نگفته است: فقیر نباش! نه حتی: غنی باش! اما او مرا می‌خواند: مستقل باش.

Wahrscheinlich ruft er heute Abend an.

امشب احتمال دارد او تلفن بزند.

sie rufen mein Mitleid hervor

آنها حس تأسف مرا بر می انگیزند

jem. zu Hilfe rufen

سر کسی داد کشیدن

Wir sollten lieber einen Arzt rufen.

ما باید به پزشک زنگ بزنیم

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #3890226), cojiluc (fa #6943959), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1286555), cojiluc (fa #6960699), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2207392), cojiluc (fa #8179277), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1446835), cojiluc (fa #12624836), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2207392), cojiluc (fa #7441937), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2410419), cojiluc (fa #12716341), tatoeba.org
  7. ۷: kutschektar (de #8510738), ghasemkiani (fa #1888868), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Sudajaengi (de #1013318), dr (fa #2290034), tatoeba.org
منابع و مجوزها