فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دل به دریا زدن

del be daryâ zadan[del be d̪æɾˌjɒː zæˈd̪æn]

riskieren فعل

فعل

  • دل به دریا زدنdel be daryâ zadanدِل به دَریا زَدَن[del be d̪æɾˌjɒː zæˈd̪æn](to incur risk by something)(to incur risk of something)
  • ریسک کردنریسک کَردَن(to incur risk by something)(to incur risk of something)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به خطر انداختن(to incur risk to something)تأییدنشده
  • خطر کردن(to incur risk by something)(to incur risk of something)تأییدنشده

دستور زبانِ riskieren

فعل

تلفظ
[ʁɪsˈkiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • riskiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • riskierenمعلوم، مصدر، حال
  • riskierendمعلوم، participle، حال
  • riskiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • riskierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • riskiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • riskiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • riskiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • riskiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • riskierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • riskierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • riskiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • riskiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • riskierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • riskierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • riskiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • riskieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • riskierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • riskierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • riskierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • riskierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • riskiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • riskiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • riskierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • riskierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • riskiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • riskiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • riskiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • riskiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • riskiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • riskiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Das Leben ist ein Spiel. Man macht keine größeren Gewinne, ohne Verluste zu riskieren.

زندگی مانند یک بازیست. بدون خطر کردن باخت، هیچ بردی به دست نمی‌آید.

Manchmal ist nichts zu riskieren der sicherste Weg, um zu verlieren.

گاهی اصلا ریسک نکردن، مطمئن‌ترین راه برای باختن است.

Nur die, die riskieren, zu weit zu gehen, werden erfahren, wie weit man gehen kann.

فقط آنهایی که مخاطره می‌کنند بسیار دور بروند تجربه خواهند کرد چقدر می‌توان دور رفت.

er riskiert eine dicke Lippe

خشتمال

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2347220), cojiluc (fa #12761603), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #10070846), cojiluc (fa #12681717), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #1108), cojiluc (fa #7575352), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها