فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمیز کردن

tamiz kardan

reinigen فعل

فعل

  • تمیز کردنtamiz kardanتَمیز کَردَن((transitive) to remove dirt from a place or object)(transitiv: etwas von Schmutz befreien, eine Verunreinigung beseitigen)
  • تصفیه کردن(etwas veredeln, verbessern, verfeinern, von bestimmten unerwünschten Bestandteilen trennen, filtern)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پالودنpâludanپالودَن[pʰɒː.luː.d̪ǽn](cleanse something of impurities)تأییدنشده
  • خالص کردن(cleanse something of impurities)تأییدنشده

دستور زبانِ reinigen

فعل

تلفظ
[ˈʁaɪ̯nɪɡn̩], [ˈʁaɪ̯nɪɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gereinigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • reinigenمعلوم، مصدر، حال
  • reinigendمعلوم، participle، حال
  • gereinigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • reinigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reinigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reinigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reinigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • reinigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • reinigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reinigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • reinigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • reinigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • reinigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • reinigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • reinigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reinigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • reinigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • reinigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • reinigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • reinigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • reinigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • reinigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • reinigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • reinigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • reinigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • reinigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • reinigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • reinigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • reinigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • reinigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Reinige deine Gedanken durch Liebe und Vertrauen.

اندیشه‌هایت را از راه عشق و اعتماد تطهیر کن.

Tränen reinigen das Herz.

اشکها دل را می‌پالایند.

Tränen reinigen das Herz.

اشک دل را تطهیر می‌کند.

das Wort Gottes reinigt

کلام خدا مصفی است

Ich reinige meine Ohren mit Wattestäbchen.

من گوشهایم را با گوش پاک کن تمیز می‌کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

damit unsere Existenz von Bosheit und Verderbtheit gereinigt wird

تا غل و غیش وجودمان زدوده شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #7592774), cojiluc (fa #8158331), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1308355), cojiluc (fa #8158328), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1308355), cojiluc (fa #7060581), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Yorwba (de #12642017), cojiluc (fa #12424216), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها