فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رسیده

reside

reif صفت

صفت

  • رسیدهresideرِسیده(ready for reaping or gathering, of fruits and seeds)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بالغbâleġبالِغ[bɒː.leɢ̥](mature)(ripe)تأییدنشده

دستور زبانِ reif

صفت

تلفظ
[ʁaɪ̯f]
همهٔ صورت‌ها
  • reiferصفت تفضیلی
  • am reifstenصفت عالی
  • reiferمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reifenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reiferمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reiferحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reifemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reiferحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reifenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reifeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reifeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reifenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reifenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reifenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reiferمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • reifeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • reifesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • reifenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • reifenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reifenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reifenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • reifenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • reifenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • reifenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reifeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reifesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • reifenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • reifererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • reifereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • reiferesصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • reifereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • reifererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • reifererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • reiferemصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • reifererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • reiferemصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • reiferenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • reifereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • reiferesحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • reifereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • reifereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • reifereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • reifereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • reiferenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • reifereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • reifereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • reiferenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • reifererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • reifereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • reiferesصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • reiferenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • reiferenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • reifereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • reiferesحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • reiferenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • reifsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reifsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reifsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • reifsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • reifstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • reifstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • reifstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reifstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reifstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • reifstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reifsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reifstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • reifstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Rein bleiben und reif werden ist höchste und schwerste Lebenskunst.

پاک ماندن و پخته گشتن بالاترین و سخت‌ترین هنرهای زندگی هستند.

Was reif ist, fällt vom Baum.

آنچه پخته است از درخت می‌افتد.

Die Tomate ist reif.

گوجه فرنگی رسیده است.

Sind diese Bananen reif?

آیا این موزها رسیده اند؟

die Zeit ist noch nicht reif

نه به بار است نه به دار

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2241395), cojiluc (fa #11052774), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5647149), cojiluc (fa #7828545), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8697484), cojiluc (fa #10796037), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #354520), cojiluc (fa #11052770), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها