فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حکومت کردن

hokumat kardan[ho.kʰuː.mæt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]

regieren فعل

فعل

  • حکومت کردنhokumat kardanحُکومَت کَردَن[ho.kʰuː.mæt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to exercise sovereign authority in)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حکمرانی کردنحُکمرانی کَردَن(exercise sovereign power)تأییدنشده

دستور زبانِ regieren

فعل

تلفظ
[ʁeˈɡiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • regiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • regierendمعلوم، participle، حال
  • regiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • regierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • regiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • regiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • regiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • regiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • regierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • regierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • regiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • regiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • regiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • regieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • regierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • regierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • regiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • regiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • regierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • regierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • regiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • regiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • regiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • regiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • regiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • regiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Erobern ist leichter als regieren.

تصرف کردن آسان‌تر از حکومت کردن است.

Es ist leichter zu regieren als zu agieren.

آسانتر است حکومت کرد تا عمل کرد.

Es ist leichter zu regieren als zu agieren.

حکومت کردن آسانتر از عمل کردن است.

In einem gut regierten Land ist Armut eine Schande, in einem schlecht regierten Reichtum.

در یک کشور خوب فقر، و در کشور با حکمرانی بد ثروت یک سرافکندگی است.

Ein Weiser schätzt kein Spiel, wo nur der Zufall regieret.

عاقل برای هیچ بازی که در آن فقط شانس حکمفرماست ارزش قائل نمی‌شود.

Jedes Land, in dem Betteln ein Beruf ist, wird schlecht regiert.

هر کشوری که در آن گدایی یک حرفه است، بد اداره می‌شود.

Dinosaurier regierten die Erde.

دایناسورها حاکم بر زمین بودند.

Geld regiert die Welt.

همه چیز پول است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

wenn zwei regieren wollen, geht das nicht gut

دو پادشاه در اقلیمی نگنجد

mit knapper Mehrheit regieren

با اکثریت کمی حکومت کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1306223), cojiluc (fa #7911505), tatoeba.org
  2. ۲: kroko (de #659174), cojiluc (fa #8119622), tatoeba.org
  3. ۳: kroko (de #659174), cojiluc (fa #8119678), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1408552), cojiluc (fa #12779106), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #11132444), cojiluc (fa #13085019), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2994370), cojiluc (fa #12043136), tatoeba.org
  7. ۷: GaryGaryGary (de #9838292), Esperantodan (fa #748099), tatoeba.org
  8. ۸: lilygilder (de #531202), cojiluc (fa #6835103), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها