فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توجیه کردن

تأییدنشده

towjih kardan[t̪ʰow.d͡ʒíːʰ kʰʲæɹ.d̪æn]

rechtfertigen فعل

فعل

  • توجیه کردنtowjih kardan[t̪ʰow.d͡ʒíːʰ kʰʲæɹ.d̪æn](provide an acceptable explanation)تأییدنشده

دستور زبانِ rechtfertigen

فعل

تلفظ
[ˈʁɛçtˌfɛʁtɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerechtfertigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rechtfertigendمعلوم، participle، حال
  • gerechtfertigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rechtfertigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rechtfertigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rechtfertigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rechtfertigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rechtfertigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rechtfertigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rechtfertigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rechtfertigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rechtfertigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rechtfertigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rechtfertigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rechtfertigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rechtfertigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rechtfertigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rechtfertigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rechtfertigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rechtfertigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rechtfertigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rechtfertigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rechtfertigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rechtfertigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rechtfertigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rechtfertigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Zweck rechtfertigt nicht die Mittel.

هدف وسیله را توجیه نمی‌کند.

Hier rechtfertigten die Ziele alle Mittel, und so beschmutzten die Mittel alle Ziele.

اینجا اهداف وسیله‌ها را توجیه می‌کنند و وسیله‌ها همه اهداف را آلوده می‌کنند.

jem. entlasten, rechtfertigen

کسی را تبرئه کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #11914358), cojiluc (fa #13122179), tatoeba.org
  2. ۲: AqQoyriq_1 (de #5401755), cojiluc (fa #13122180), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها