فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ربودن

robudan[ɹo.buː.d̪æn]

rauben فعل

فعل

  • ربودنrobudanرُبودَن[ɹo.buː.d̪æn](to steal from, using violence)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دزدیدنdozdidanدُزدیدَن[d̪oz.d̪iː.d̪ǽn]تأییدنشده
  • به یغما بردنبه یَغما بُردَنتأییدنشده
  • تاراج کردنتاراج کَردَنتأییدنشده
  • قاپیدنقاپیدَنتأییدنشده
  • به غارت بردنبه غارَت بُردَنتأییدنشده
  • سرقت کردنserqat kardanسِرقَت کَردَنتأییدنشده
  • غارت کردنغارَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ rauben

فعل

تلفظ
[ˈʁaʊ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geraubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • raubendمعلوم، participle، حال
  • geraubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • raubمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raubeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raubtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • raubeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • raubeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • raubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • raubestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • raubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • raubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • raubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • raubetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • raubteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • raubteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • raubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • raubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • raubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • raubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • raubtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • raubtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • raubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • raubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • raubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • raubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ihm wurde all sein Geld geraubt.

همهٔ پول او ربوده شد.

Kein grösserer Dieb ist als der Schlaf: Er raubt uns das halbe Leben.

هیچ دزدی بزرگتر از خواب نیست: او نیمی از زندگی ما را می‌رباید.

du raubst mir die Geduld

حوصله ام را سر میبری

der Hunger raubte uns die Kraft zum Arbeiten

گرسنگی انجام کارها را از ما سلب می کرد

jem. den Schlaf rauben

کسی را از خواب محروم کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #816496), cojiluc (fa #7468888), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5336151), cojiluc (fa #8143926), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها