فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درمانده

تأییدنشده

darmânde[d̪æɹ.mɒːn̪.d̪é]

ratlos صفت

صفت

  • درماندهdarmândeدَرمانده[d̪æɹ.mɒːn̪.d̪é]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سراسیمهsarâsimeسَراسیمه[sæ.ɹɒː.siː.mé]تأییدنشده
  • حیرت زدهحِیرَت زَدهتأییدنشده
  • مات و مبهوتمات و مَبهوتتأییدنشده

دستور زبانِ ratlos

صفت

تلفظ
[ˈʁaːtloːs]
همهٔ صورت‌ها
  • ratloserصفت تفضیلی
  • am ratlosestenصفت عالی
  • ratloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratlosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ratlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ratlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ratlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratlosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ratloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ratloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ratloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ratloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • ratlosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ratlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ratloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ratlosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ratlosererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • ratlosereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • ratloseresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • ratlosereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • ratlosererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • ratlosererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • ratloseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • ratlosererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • ratloseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • ratloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • ratlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • ratloseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • ratlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • ratlosereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • ratloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • ratlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • ratloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • ratlosererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • ratlosereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • ratloseresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • ratloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • ratloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • ratlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • ratloseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • ratloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • ratlosesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • ratlosesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • ratlosesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • ratlosesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • ratlosestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ratlosesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • ratlosestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Ich gebe zu, dass ich ratlos bin.

من باید اعتراف کنم که سر در گمم.

Da bin selbst ich ratlos.

اینجا خودم هم مانده‌ام.

Er war ratlos, welchen Weg er nehmen sollte.

او سردرگم بود که کدام راه را باید برود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3436881), cojiluc (fa #6967200), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3069538), cojiluc (fa #6967201), tatoeba.org
  3. ۳: Tamy (de #2190834), cojiluc (fa #6967198), tatoeba.org
منابع و مجوزها