فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حدس زدن

hads zadan

raten فعل

فعل

  • حدس زدنhads zadanحَدس زَدَن(guess)(vermuten)

دستور زبانِ raten

فعل

تلفظ
[ˈʁaːtn̩], [ˈʁɛɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geratenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ratendمعلوم، irregular، participle، حال
  • geratenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ratمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rateمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ratetمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rateمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • rateمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rätstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ratestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rätمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rateمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ratetمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ratetمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rietمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rieteمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rietestمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rietstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rietestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rietمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rieteمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rietenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rietenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rietetمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rietetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rietenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rietenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ratendمعلوم، participle، حال، regular
  • geratetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • rateمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • ratetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • rateمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • rateمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ratestمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • ratestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ratetمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • rateمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ratetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • ratetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rateteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • rateteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ratetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • ratetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rateteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • rateteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ratetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • ratetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • ratetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • ratetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ratetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • ratetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • geratetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

مثال‌ها

Ich riete davon ab.

من خلافش رو توصیه می‌کردم. (من آن را توصیه نمی‌کنم)

Tom riet der Stellenbewerberin, ihren Lebenslauf neu zu schreiben.

تام به داوطلب کار توصیه کرد که رزومه‌اش را بازنویسی کند.

Ich rate dir nicht abzureisen.

توصیه میکنم نری.

Er riet zur Vorsicht.

او به احتیاط توصیه کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

das rate ich dir

از من به تو امانت

Ich rate zur Vorsicht.

من توصیه می کنم احتیاط کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3755662), masoudyari (fa #8179198), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #761780), cojiluc (fa #12489210), tatoeba.org
  3. ۳: freddy1 (de #3089033), Suroosh (fa #10118859), tatoeba.org
  4. ۴: Hans_Adler (de #4943058), manelie (fa #12876090), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #2247293), manelie (fa #12876098), tatoeba.org
منابع و مجوزها