فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تراشیدن

تأییدنشده

tarâšidan[t̪ʰæ.ɹɒː.ʃiː.d̪æn]

rasieren فعل

فعل

  • تراشیدنtarâšidanتَراشیدَن[t̪ʰæ.ɹɒː.ʃiː.d̪æn](to remove hair from)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ریش تراشیدنریش تَراشیدَنتأییدنشده
  • صورت را اصلاح کردنصورَت را اِصلاح کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ rasieren

فعل

تلفظ
[ʁaˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • rasiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rasierendمعلوم، participle، حال
  • rasiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rasierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rasiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rasiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rasiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rasiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rasierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rasierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rasiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rasiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rasiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rasieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rasierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rasierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rasiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rasiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rasierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rasierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rasiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rasiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rasiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rasiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rasiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rasiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Der Vater rasiert seinen Bart.

پدر ریشش را تراشید.

Keiner kann seinen eigenen Kopf rasieren.

هیچکس نمی‌تواند کلهٔ خودش را بتراشد.

Rasierst du dich jede halbe Stunde?

آیا هر سی دقیقه موهایت را اصلاح می‌کنی؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Tom rasiert sich in seinem Zimmer.

تام دارد موهایش را در اتاقش می‌تراشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Rasierst du dich jede halbe Stunde?

آیا تو موهایت را هر سی دقیقه می‌تراشی؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Tom rasiert sich auf seinem Zimmer.

تام دارد موهایش را در اتاقش می‌تراشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

gegen den Strich rasieren

چپه تراش کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1194398), cojiluc (fa #8273916), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5342254), cojiluc (fa #7735535), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4870447), sinakd (fa #9867067), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #1709499), sinakd (fa #12010450), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #4870447), sinakd (fa #9867069), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #1709498), sinakd (fa #12010450), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها