فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سیاسی

siyâsi[si.jɒː.síː]

politisch صفت

صفت

  • سیاسیsiyâsi[si.jɒː.síː](concerning or relating to politics)(political)

دستور زبانِ politisch

صفت

تلفظ
[poˈliːtɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • politischerصفت تفضیلی
  • am politischstenصفت عالی
  • politischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • politischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • politischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • politischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • politischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • politischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • politischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • politischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • politischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • politischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • politischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • politischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • politischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • politischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • politischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • politischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • politischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • politischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • politischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • politischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • politischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • politischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • politischererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • politischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • politischeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • politischereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • politischererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • politischererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • politischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • politischererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • politischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • politischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • politischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • politischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • politischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • politischereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • politischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • politischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • politischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • politischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • politischererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • politischereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • politischeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • politischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • politischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • politischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • politischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • politischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • politischsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • politischsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • politischsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • politischsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • politischstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • politischstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • politischstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • politischstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • politischstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • politischstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • politischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • politischstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • politischstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Jeder, der zumindest einen zweistelligen IQ hat, merkt, dass diese Entscheidung politisch beeinflusst ist.

هر کس با یک ضریب هوشی حداقل دورقمی متوجه شد که این تصمیم به طور سیاسی جهتدار است.

Die Kunst ist kein Spielplatz für politische Aktivisten.

هنر میدان بازی برای فعالان سیاسی نیست.

das ist politischer Selbstmord

این انتحار سیاسی است

Er weiß nichts, und doch glaubt er, alles zu wissen. Das deutet klar auf eine politische Laufbahn hin.

او هیچ نمی‌داند؛ و او گمان می‌کند همه چیز می‌داند. این آشکارا به پیشهٔ سیاستمداری اشاره می‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #786981), cojiluc (fa #7822901), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #8610155), cojiluc (fa #13178638), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #8186259), cojiluc (fa #10813200), tatoeba.org
منابع و مجوزها