فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پنچر

تأییدنشده

platt صفت

صفت

  • پنچرپَنچَر(of a tyre: deflated)تأییدنشده

دستور زبانِ platt

صفت

تلفظ
[plat]
همهٔ صورت‌ها
  • platterصفت تفضیلی
  • am plattestenصفت عالی
  • platterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • plattesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • plattenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • plattenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • plattemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • plattemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • plattenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • plattesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • platteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • platteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • platteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • platteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • plattenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • plattenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • platteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • platteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • plattenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • platterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • platteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • plattesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • plattenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • plattenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • plattenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • plattenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • plattenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • plattenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • plattenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • platteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • plattesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • plattenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • plattererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • plattereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • platteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • plattereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • plattererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • plattererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • platteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • plattererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • platteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • platterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • plattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • platteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • plattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • plattereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • plattereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • plattereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • platterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • plattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • plattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • platterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • plattererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • plattereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • platteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • platterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • platterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • plattereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • platteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • platterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • plattesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • plattesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • plattesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • plattesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • plattestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • plattestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • plattestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • plattestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • plattestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • plattestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • plattesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • plattestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • plattestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Reifen ist platt

لاستیک پنچر شده

er legt sich platt hin

او طاقباز دراز می کشد

da bin ich aber platt

از تعجب زبانم بند است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها