فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نقش زمینش کردن

تأییدنشده

jem. platt machen
عبارت

عبارت

  • نقش زمینش کردننَقشِ زَمینِش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را خرد و خمیر کردنکِسی را خُرد و خَمیر کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها