فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جهت دادن

تأییدنشده

orientieren فعل

فعل

  • جهت دادنجَهَت دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • وانگریستنوانِگَریستَنتأییدنشده
  • اطلاعات دادناِطِلاعات دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ orientieren

فعل

تلفظ
[oʁiɛnˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • orientiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • orientierendمعلوم، participle، حال
  • orientiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • orientierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • orientiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • orientiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • orientiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • orientiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • orientierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • orientierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • orientiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • orientiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • orientiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • orientieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • orientierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • orientierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • orientiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • orientiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • orientierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • orientierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • orientiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • orientiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • orientiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • orientiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • orientiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • orientiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • orientiertparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive

مثال‌ها

Die Schiffe können sich an den Lichtsignalen des Leuchtturms orientieren.

کشتی‌ها می‌توانند با استفاده از علائم فانوس دریایی مسیریابی کنند.

Ideale sind wie Sterne; man kann sie nicht erreichen, aber man kann sich an ihnen orientieren.

آرمانها مانند ستارگان هستند؛ هرگز به آنها نمی‌توان دست یافت، اما می‌توان از طریق آنها جهت یابی کرد.

ich muss mich erst einmal orientieren

من باید اول جهت خودم را پیدا کنم

eine Politik neu orientieren

به سیاست جهت نو دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #936352), cojiluc (fa #7349993), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1895075), cojiluc (fa #8104742), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها