بدون
bedun-e[be.d̪úː.ne]
ohne
۱Leid ist ohne Neid.
بدبختی بدون حسادت است.
حرف اضافه
- بدون
- بی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فاقد
دستور زبانِ ohne
حرف اضافه
- تلفظ
- [ˈoːnə]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Die Blumen sterben ohne Wasser.
گلها بدون آب میمیرند.
۳Seesterne sind Tiere ohne Gehirn.
ستارگان دریایی موجودات بدون مغز هستند.
۴Bitte einen Kaffee ohne Zucker.
لطفا قهوه بدون شکر.
۵Ein kluger Hund bellt nie ohne Grund.
یک سگ عاقل هرگز بی دلیل پارس نمیکند.
۶Er löste alle Probleme ohne Mühe.
او بدون زحمت همهٔ مشکلات را حل کرد.
۷Ohne Lesen ist nichts gewesen.
بدون خواندن هیچ چیز معلوم نمیشود.
۸Ohne Kampf kein Sieg.
بدون جنگ، پیروزی حاصل نمیشود.
۹Kein Mensch ist ohne Fehler.
هیچ انسانی بدون خطا نیست.
۱۰Helfen Sie ohne Gegenleistung.
بدون چشمداشت کمک کنید.
۱۱Was wäre das Leben ohne Rituale?
زندگی بدون آیین چه بود؟