فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سره بودن

تأییدنشده

ohne Beimischung sein
عبارت

عبارت

  • سره بودنسَره بودَن(z.B. Edelmetall)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها