فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضروری

zaruri[zæ.ɹuː.ɹíː]

notwendig صفت

صفت

  • ضروریzaruriضَروری[zæ.ɹuː.ɹíː](needed, required)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لازمlâzemلازِم[lɒː.zém](needed, required)تأییدنشده

دستور زبانِ notwendig

صفت

تلفظ
[ˈnoːtvɛndɪç], [ˈnoːtvɛndɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • notwendigerصفت تفضیلی
  • am notwendigstenصفت عالی
  • notwendigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • notwendigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • notwendigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • notwendigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • notwendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • notwendigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • notwendigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • notwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • notwendigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • notwendigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Misserfolge sind oft notwendige Umwege zum Erfolg.

شکستها غالبا میان‌برهای لازم به پیروزی هستند.

Es ist notwendig, jeden Tag zu üben.

لازم است هر روز تمرین کرد.

Mathematiker verwenden den Ausdruck „hinreichend und notwendig“ nicht ohne Grund.

ریاضیدانان عبارت «لازم و کافی» را بدون دلیل به کار نمی‌برند.

Sauerstoff ist für das Leben auf der Erde notwendig.

اکسیژن برای حیات روی زمین لازم است.

Ist dieses Komma notwendig?

آیا این کاما لازم است؟

Diese Bedingung ist notwendig, aber nicht hinreichend.

این شرط لازم است، اما کافی نیست.

Sauerstoff ist notwendig für die Verbrennung.

اکسیژن برای احتراق لازم است.

Wenn es nicht notwendig ist, ein Gesetz zu machen, dann ist es notwendig, kein Gesetz zu machen.

وقتی لازم نیست قانونی وضع کرد، آنگاه لازم است هیچ قانونی وضع نکرد.

Der Durchschnitt unendlich vieler offener Mengen ist nicht notwendig offen.

اشتراک نامتناهی از مجموعه‌های باز لزوما باز نیست.

Der erste und notwendigste Teil der Philosophie besteht in der Anwendung ihrer Lehren.

اولین و لازمترین بخش فلسفه از به کار بستن آموخته‌ها تشکیل شده است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1892834), cojiluc (fa #13071226), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #6583949), cojiluc (fa #8265671), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #4891502), cojiluc (fa #8148744), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #2878948), cojiluc (fa #7830219), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #2858772), cojiluc (fa #11579263), tatoeba.org
  6. ۶: mks (de #10706511), cojiluc (fa #11653080), tatoeba.org
  7. ۷: moskytoo (de #6937928), cojiluc (fa #7830216), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #10708451), cojiluc (fa #13176339), tatoeba.org
  9. ۹: MUIRIEL (de #608539), cojiluc (fa #7812880), tatoeba.org
  10. ۱۰: Adelpa (de #8062693), cojiluc (fa #12935495), tatoeba.org
منابع و مجوزها