فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصدیق کردن

تأییدنشده

nicken فعل

فعل

  • تصدیق کردنتَصدیق کَردَن(den Kopf kurz hintereinander senken und heben)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سر تکان دادن(den Kopf kurz hintereinander senken und heben)تأییدنشده
  • سر شور دادن(den Kopf kurz hintereinander senken und heben)دریتأییدنشده
  • چرت زدنčort zadanچُرت زَدَن[t͡ʃʰóɹt̪ʰ zæ.d̪æn](umgangssprachlich: (sitzend zwischendurch) im Schlummer liegen (wobei der Kopf nach vorn sinkt))تأییدنشده

دستور زبانِ nicken

فعل

تلفظ
[ˈnɪkn̩], [ˈnɪkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • genicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nickendمعلوم، participle، حال
  • genicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nickمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nickeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nicktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nicketمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • nickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nickestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nicketمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nicketمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nicketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nicktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nicktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Tom hat nervös genickt.

تام با عصبانیت سر تکان داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er nickte.

او سرش را تکان داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Nick schuldet mir zehn Dollar.

نیک به من ده دلار را برگرداند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er nickte mit dem Kopf

سرش را تکانی داد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Luiaard (de #8496492), manelie (fa #12878355), tatoeba.org
  2. ۲: wolfgangth (de #9984958), Amirreza_Farid (fa #11022760), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #357805), mahdiye (fa #624543), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها