نه
na[næ]
۱Nicht?
نه؟
قید
- نه
ادات
- نه
دستور زبان nicht
ادات
- خوانش
- [nɪçt]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Mein Vater ist Architekt, nicht Ingenieur.
پدرم معمار است، نه مهندس.
۳Handle, wie du kannst, nicht, wie du willst.
آنطور که میتوانی عمل کن، نه آنطور که میخواهی.
۴Mitfreude, nicht Mitleiden, macht den Freund.
تقسیم شادی، و نه تقسیم رنج دوست میسازد.
۵Was du hast, ist Schnupfen, nicht Grippe.
تو سرماخوردگی داری، نه آنفولانزا.
۶Zweifeln ist Suchen, nicht Ratlosigkeit.
مردد بودن جستجو است نه درماندگی.
۷Das Leben endet, leider nicht seine Folgen.
زندگی تمام میشود، متاسفانه پیامدهایش نه.
۸Man muss die Jahre wägen, nicht nur zählen.
باید سالها را وزن کرد، نه اینکه فقط شمرد.
۹Es ist meine Schuld, nicht deine.
این تقصیر من است، نه تو.
۱۰Weisheit ist im Kopf, nicht im Bart.
دانایی به عقل است، نه به ریش.
۱۱Pillen muss man schlucken, nicht kauen.
قرصها را باید قورت داد، نه جوید.