فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نزدیک

[næz.d̪iːkʰʲ]

nahe صفت

صفت

  • نزدیکنَزدیک[næz.d̪iːkʰʲ](adjacent, neighboring)(near, close by)(near)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • همسایههَمسایه(adjacent, neighboring)تأییدنشده

دستور زبانِ nahe

صفت

تلفظ
[ˈnaːə]
همهٔ صورت‌ها
  • näherصفت تفضیلی
  • am nächstenصفت عالی
  • naherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • naherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • naherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nahemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • naherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nahenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nahenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nahenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nahenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nahenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • naherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nahesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nahenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • nahenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nahenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nahenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nahenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nahenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nahenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nahesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nahenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nähererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nähereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • näheresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nähereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nähererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nähererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • näheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nähererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • näheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • näherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nähereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • näheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nähereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • nähereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nähereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nähereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • näherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nähereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • nähereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • näherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • nähererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • nähereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • näheresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • näherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • näherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nähereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • näheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • näherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • nächsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nächsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nächsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nächsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nächstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nächstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • nächstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nächstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nächstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nächstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nächsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nächstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nächstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Im Schach sind die Läufer näher bei den Königen.

در شطرنج، فیل به وزیر نزدیکتر است.

Kommen Sie näher ans Feuer, wenn Sie frieren!

هنگامی که فسرده هستید، بیایید نزدیکتر به آتش.

Der Tag der Hinrichtung rückt näher.

روز اعدام نزدیک می‌شود.

Die Schwierigkeiten wachsen, je näher man dem Ziele kommt.

هر چه به هدف نزدیکتر می‌شویم سختی‌ها بیش‌تر می‌شوند.

Die Laster sind untereinander näher verwandt als die Tugenden.

رذائل به یکدیگر نزدیکتر هستند تا فضائل.

Je größer Not, desto näher bei Gott.

هر چه نیاز بیشتر، خدا نزدیکتر.

Der Frühling kommt näher.

بهار نزدیک می‌شود.

Je näher Freundschaft, je bittrer Feindschaft.

هر چه دوستی نزدیکتر، دشمنی بدتر.

Wir müssen das Spiel auf nächsten Sonntag verschieben.

ما باید بازی را تا یکشنبهٔ آینده به تعویق بیندازیم.

Das Treffen wurde auf nächsten Freitag verschoben.

ملاقات به جمعهٔ آینده موکول شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Jens_Odo (de #3760557), cojiluc (fa #7744039), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #6931097), cojiluc (fa #8132923), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #1441833), cojiluc (fa #10458014), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1267448), cojiluc (fa #7105117), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1403525), cojiluc (fa #10738192), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1954467), cojiluc (fa #8174008), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #745987), cojiluc (fa #12020448), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1968886), cojiluc (fa #8392826), tatoeba.org
  9. ۹: Wolf (de #360623), cojiluc (fa #6973465), tatoeba.org
  10. ۱۰: al_ex_an_der (de #446695), cojiluc (fa #7455396), tatoeba.org
منابع و مجوزها