فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لخت

loxt, laxt

nackt صفت

صفت

  • لختloxt, laxtلُخت(neugeboren)(ohne Laub)(schmucklos)(unbedeckt)(unbehaart)
  • برهنهberahneبِرَهنه[be.ɹæɦ.né](bare, not covered by clothing)(naked, uncovered)(without clothing or other covering)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رترُتتأییدنشده
  • عریانoryânعُریان[ʔoɹ.jɒ́ːn]تأییدنشده
  • عورتأییدنشده

دستور زبانِ nackt

صفت

تلفظ
[nakt]
همهٔ صورت‌ها
  • nackterصفت تفضیلی
  • am nacktestenصفت عالی
  • nackterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nacktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nacktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nacktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nacktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nacktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nacktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nackteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nackteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nackteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nackteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nacktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nackteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nackterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nackteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nacktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • nacktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nacktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nacktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nacktererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nacktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nackteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nacktereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nacktererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nacktererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • nackteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nacktererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • nackteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • nackterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nacktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • nackteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nacktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • nacktereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • nackterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • nacktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • nackterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • nacktererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • nacktereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • nackteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • nackterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • nackterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nacktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • nackteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • nackterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • nacktesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nacktesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nacktesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nacktesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nacktestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • nacktestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nacktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nacktestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nacktestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Der König ist nackt!

شاه لخت است!

Der König ist nackt!

شاه برهنه است!

Ich bin nackt.

من برهنه هستم.

die nackte Haut retten

جان سالم به در بردن

Jedes Wort, das ich euch sage, ist die nackte Wahrheit.

هر کلمه‌ای که من به شما می‌گویم یک حقیقت عریان است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Jedes Wort, das ich Ihnen sage, ist die nackte Wahrheit.

هر کلمه‌ای که من به شما می‌گویم یک حقیقت عریان است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

das nackte Leben retten

جان سالم به در بردن

nackt kommen wir in die Welt, nackt gehen wir von der Welt

برهنه آمدیم و برهنه خواهیم رفت

Die Kinder sind nackt geschwommen.

بچه ها لخت شنا می کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2687198), cojiluc (fa #8354862), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2687198), cojiluc (fa #8356933), tatoeba.org
  3. ۳: aab (de #7031506), adamtrousers (fa #5465450), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Waldelfe (de #12544667), cojiluc (fa #12814173), tatoeba.org
  6. ۶: Waldelfe (de #12544669), cojiluc (fa #12814173), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: dannylow (de #4692302), mahdiye (fa #4714918), tatoeba.org
منابع و مجوزها