فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به دنبال چیزی بودن

تأییدنشده

nachjagen فعل

فعل

  • به دنبال چیزی بودن(to aim for)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را تعاقب کردنکِسی را تَعاقُب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ nachjagen

فعل

تلفظ
[ˈnaːxˌjaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • nachgejagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nachjagenمعلوم، مصدر، حال
  • nachzujagenمعلوم، extended، مصدر
  • nachjagendمعلوم، participle، حال
  • nachgejagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • jag nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jage nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jagt nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • jage nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • jage nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachjageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • nachjageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • jagst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • jagest nachمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachjagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachjagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • jagt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • jage nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachjagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachjageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • jagen nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • jagen nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nachjagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • nachjagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • jagt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • jaget nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nachjagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachjagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • jagen nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • jagen nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachjagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachjagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • jagte nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • jagte nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachjagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • nachjagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • jagtest nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • jagtest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachjagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachjagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • jagte nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • jagte nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachjagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachjagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • jagten nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • jagten nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nachjagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • nachjagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • jagtet nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • jagtet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nachjagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachjagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • jagten nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • jagten nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachjagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachjagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer drei Hasen nachjagt, wird keinen fangen.

کسی که به شکار سه خرگوش می‌رود، هیچکدام را نمی‌گیرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5119857), cojiluc (fa #6904661), tatoeba.org
منابع و مجوزها