فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نرم شدن

تأییدنشده

nachgeben فعل

فعل

  • نرم شدن(become less severe, give in)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گذشت کردنگُذَشت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ nachgeben

فعل

تلفظ
[ˈnaːxˌɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • nachgegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nachzugebenمعلوم، extended، مصدر
  • nachgebendمعلوم، participle، حال
  • nachgegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nachzugebendergerundive، participle
  • gib nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebt nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebe nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gebe nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachgebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • nachgebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebest nachمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachgibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachgebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachgibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachgebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • geben nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • gebt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebet nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nachgebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachgebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • geben nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gab nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gäbe nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachgabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • nachgäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gäbest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachgabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachgäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachgäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachgabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachgäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gäben nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nachgabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • nachgäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gäbet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nachgabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachgäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachgäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gäben nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachgabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachgäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachzugebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • nachzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • nachzugebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • nachzugebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • nachzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzugebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • nachzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • nachzugebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzugebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzugebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzugebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Ich sollte nachgeben.

باید وا بدم

auf keinen Fall jem. nachgeben

از کسی پاکمی نداشتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: dispy (de #5527126), mehrdadfk (fa #13112203), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها