فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لازم

تأییدنشده

lâzem[lɒː.zém]

nötig
صفت تفضیلی:
nötiger
صفت عالی:
am nötigsten
صفت

مثال با nötig

۱Das Vergnügen ist so nötig als die Arbeit.

لذت به اندازه کار لازم است.

صفت

  • لازمlâzemلازِم[lɒː.zém](needed, required)تأییدنشده

دستور زبانِ nötig

صفت

تلفظ
[ˈnøːtɪç], [ˈnøːtɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • nötigصفت مطلق
  • nötigerصفت تفضیلی
  • am nötigstenصفت عالی
  • nötigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nötigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nötigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nötigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • nötigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • nötigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nötigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nötigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • nötigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nötigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nötigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • nötigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nötigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nötigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • nötigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • nötigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • nötigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nötigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nötigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • nötigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nötigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nötigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • nötigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nötigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • nötigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • nötigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • nötigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • nötigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • nötigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • nötigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • nötigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • nötigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • nötigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • nötigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • nötigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • nötigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • nötigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • nötigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • nötigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • nötigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • nötigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • nötigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • nötigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nötigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nötigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • nötigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nötigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • nötigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • nötigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۲Das bloße Auge ist genug. Ein Fernglas oder ein Teleskop ist gar nicht nötig.

چشم تنها کافیست. دوربین یا تلسکوپ اصلا لازم نیست.

۱Das Vergnügen ist so nötig als die Arbeit.

لذت به اندازه کار لازم است.

۳Das Auto dort hat eine Durchsicht nötig.

آن ماشین آنجا، یک بررسی نیاز دارد.

۴4. Gesetz der Macht: Sage immer weniger als nötig.

قانون ۴ قدرت: همیشه کمتر از آنچه لازم است حرف بزن.

۵bis jetzt hatte ich ihn noch nicht nötig

من هنوز احتیاجم به او نیفتاده بود

تأییدنشده

۶Bedingungen, die für das Sprechen nötig sind

تمهدات صوتی

تأییدنشده

۷einer Sache die nötige Aufmerksamkeit erweisen

در این مورد توجه لازم را مبذول داشتن

تأییدنشده

۸ich glaub, du hast das nötig

به نظرم تنت می خورد

تأییدنشده

۹ich werde das nötige Taktgefühl aufbringen

من نزاکت را رعایت کنم

تأییدنشده

۱۰die nötige Aufmerksamkeit erweisen

در این مورد توجه لازم را مبذول داشتن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5326071), cojiluc (fa #13085024), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #8125408), cojiluc (fa #9890243), Tatoeba
  3. ۳: samueldora (de #744426), cojiluc (fa #11110547), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2204466), cojiluc (fa #6977441), Tatoeba
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها