فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضرورت داشتن

تأییدنشده

nötig sein
عبارت

عبارت

  • ضرورت داشتنضَرورَت داشتنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ضروری بودنضَروری بودَنتأییدنشده
  • لازم بودنلازِم بودَنتأییدنشده
  • لزومی داشتنلُزومی داشتنتأییدنشده
  • مبرم بودنمُبرَم بودَنتأییدنشده
  • مقتضی بودنمُقتَضیٰ بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها