رفتن به محتوادوختن
duxtan[d̪uːx.t̪ʰæn]
nähen فعل
فعل
- دوختنduxtanدوختَن[d̪uːx.t̪ʰæn]((transitive) use a needle)(sew)(Textilteile mit einem Faden verbinden)
- آجیدن((transitive) use a needle)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بخیه زدنبَخیه زَدَن(Hautwunden mit einem Faden verschließen)تأییدنشده
- چرخ کردن(Textilwaren oder bestimmte Teile davon nach der Technik [1] herstellen oder ausbessern)تأییدنشده
- دوخت گرفتندوخت گِرِفتَنتأییدنشده
دستور زبانِ nähen
فعل
- تلفظ
- [ˈnɛːən]
همهٔ صورتها
- genähtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- nähenمعلوم، مصدر، حال
- nähendمعلوم، participle، حال
- genähtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- nähمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- näheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nähtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- näheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- näheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nähstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- nähestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nähtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- näheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nähenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- nähenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- nähtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- nähetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- nähenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- nähenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nähteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- nähteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nähtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- nähtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nähteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- nähteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- nähtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- nähtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- nähtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- nähtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- nähtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- nähtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها