فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوختن

duxtan[d̪uːx.t̪ʰæn]

nähen فعل

فعل

  • دوختنduxtanدوختَن[d̪uːx.t̪ʰæn]((transitive) use a needle)(sew)(Textilteile mit einem Faden verbinden)
  • آجیدن((transitive) use a needle)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بخیه زدنبَخیه زَدَن(Hautwunden mit einem Faden verschließen)تأییدنشده
  • چرخ کردن(Textilwaren oder bestimmte Teile davon nach der Technik [1] herstellen oder ausbessern)تأییدنشده
  • دوخت گرفتندوخت گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ nähen

فعل

تلفظ
[ˈnɛːən]
همهٔ صورت‌ها
  • genähtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nähenمعلوم، مصدر، حال
  • nähendمعلوم، participle، حال
  • genähtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nähمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • näheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nähtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • näheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • näheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nähstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nähestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nähtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • näheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nähenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • nähenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nähtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nähetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nähenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nähenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nähteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nähteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nähtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nähteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nähtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nähtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nähtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nähtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nähtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nähtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها