فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زمزمه کردن

تأییدنشده

zamzame kardan

murmeln فعل

فعل

  • زمزمه کردنzamzame kardanزَمزَمه کَردَن(speak under one's breath)(to speak or make low, indistinguishable noise; to mumble)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ور زدنوِر زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ murmeln

فعل

تلفظ
[ˈmʊʁml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gemurmeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • murmelndمعلوم، participle، حال
  • gemurmeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • murmleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • murmelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • murmeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • murmeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • murmleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • murmelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • murmeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • murmeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • murmleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • murmelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • murmelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • murmlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • murmeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • murmeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • murmleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • murmeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • murmeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • murmletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • murmelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • murmelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • murmeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • murmeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • murmelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • murmelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • murmeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • murmeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • murmeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • murmeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • murmeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • murmeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Er murmelte etwas Unverständliches.

او چیزی غیر قابل فهم زمزمه کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er murmelt vor sich hin

او زیر لب میگوید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4762487), cojiluc (fa #12164817), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها