فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اندازه گرفتن

andâze gereftan[ʔæn̪.d̪ɒː.ze ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]

messen فعل

فعل

  • اندازه گرفتنandâze gereftanاَندازه گِرِفتَن[ʔæn̪.d̪ɒː.ze ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn](ascertain the quantity of a unit)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیمودنpeymudanپِیمودَن[pʰej.muː.d̪ǽn](ascertain the quantity of a unit)تأییدنشده

دستور زبانِ messen

فعل

تلفظ
[ˈmɛsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gemessenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • messendمعلوم، participle، حال
  • gemessenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • missمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • messtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • messeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • messeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • misstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • messestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • misstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • messeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • messtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • messetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • maßمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • mäßeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • maßestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • maßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • mäßestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • maßمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • mäßeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • maßenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • mäßenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • maßtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • mäßetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • maßenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • mäßenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Lufttemperatur misst man im Schatten.

دمای هوا را در سایه اندازه می‌گیرند.

Besser zweimal messen, als einmal vergessen.

بهتر است دو بار اندازه بگیریم تا یکبار فراموش کنیم.

Der Schneider maß meine Taille.

خیاط اندازه‌ام را گرفت.

Ich messe den Erfolg nicht an meinen Siegen, sondern daran, ob ich jedes Jahr besser werde.

من موفقیت را با پیروزی‌هایم اندازه‌گیری نمی‌کنم، بلکه با اینکه آیا هر سال بهتر می‌شوم.

Wir wollen deinen Blutdruck messen.

ما می‌خواهیم فشار خونتان را اندازه بگیریم.

Man misst die Temperatur mit einem Thermometer.

دما را با دماسنج اندازه می‌گیرند.

jem. mit Blicken messen

به کسی وراندازی کردن

Können Sie die Länge messen?

آیا می‌توانی طول را اندازه بگیری؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

unser Team kann sich mit ihnen messen

تیم ما حریف آنهاست

sich mit jem. messen

با کسی مقابله کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Vortarulo (de #694766), cojiluc (fa #8002780), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3555557), cojiluc (fa #8167357), tatoeba.org
  3. ۳: Manfredo (de #2045701), cojiluc (fa #8289429), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #6581104), cojiluc (fa #13077943), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #841370), cojiluc (fa #8167353), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2213428), cojiluc (fa #8002788), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Tamy (de #1921046), cojiluc (fa #8271205), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها