فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انسانی

ensâni[ʔen.sɒː.níː]

menschlich صفت

صفت

  • انسانیensâniاِنسانی[ʔen.sɒː.níː](of or belonging to the species Homo sapiens)(with regard for the health and well-being of another)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ناسوتیتأییدنشده
  • بشری(of or belonging to the species Homo sapiens)تأییدنشده

دستور زبانِ menschlich

صفت

تلفظ
[ˈmɛnʃlɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • menschlichصفت مطلق
  • menschlicherصفت تفضیلی
  • am menschlichstenصفت عالی
  • menschlicherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlichesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • menschlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • menschlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • menschlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • menschlicheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • menschlicherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • menschlicheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • menschlichenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • menschlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • menschlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • menschlichenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • menschlichererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • menschlichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • menschlichereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • menschlichererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • menschlichererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • menschlicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • menschlichererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • menschlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • menschlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • menschlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • menschlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • menschlichereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • menschlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • menschlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • menschlichererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • menschlichereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • menschlicheresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • menschlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • menschlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • menschlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • menschlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • menschlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • menschlichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • menschlichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • menschlichsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • menschlichsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • menschlichstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • menschlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • menschlichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Unter den menschlichen Gefühlen ist nur der Neid aufrichtig.

از بین احساسات انسانی فقط حسادت صادقانه است.

Das menschliche Gehirn kann gut Muster erkennen.

مغز انسان خوب می‌تواند الگوها را تشخیص دهد.

Arbeit um der Arbeit willen ist gegen die menschliche Natur.

کار به صرف کار، خلاف طبیعت آدمیست.

Das Geld ist der Gott der menschlichen Rasse.

پول خدای نژاد انسانی است.

Sprache ist menschlich, daher unvollkommen.

زبان انسانیست، از این رو ناکامل است.

Das Missverständnis ist die häufigste Form menschlicher Kommunikation.

سوء تفاهم غالبترین شکل مکالمۀ انسانی است.

Zwei Dinge sind unendlich: das Universum und die menschliche Dummheit; aber bei dem Universum bin ich mir noch nicht ganz sicher.

دو چیز نامتناهی هستند: جهان و حماقت بشری؛ اما در مورد جهان هنوز کاملا مطمئن نشده‌ام.

Die Schönheit ist die größte menschliche Macht.

زیبایی بزرگترین قدرت آدمی است.

Hunde reagieren auf menschlichen Blickkontakt.

سگها به تماس چشمی واکنش نشان می‌دهند.

Alle menschlichen Fehler sind Ungeduld.

همهٔ اشتباهات آدمی بی صبری هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1082907), cojiluc (fa #6929111), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #7303653), cojiluc (fa #12938149), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2302061), cojiluc (fa #13164315), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #4093385), cojiluc (fa #8490982), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #6375260), cojiluc (fa #12657155), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5727099), cojiluc (fa #12687601), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #7809208), cojiluc (fa #7812843), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2385386), cojiluc (fa #12130871), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1430493), cojiluc (fa #8307313), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #10315119), cojiluc (fa #12165009), tatoeba.org
منابع و مجوزها