بیشتر
bištar[biːʃ.t̪ʰæɹ]
قید
- بیشتر
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بیشتر
- بیش
تعیینکننده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بیشتر
دستور زبانِ mehr
صفت
قید
- تلفظ
- [meːɐ̯]
تعیینکننده
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich mag das Gebirge mehr als das Meer.
من کوه را بیشتر از دریا دوست دارم.
Eine gescheite Maus kennt mehr als ein Loch.
یک موش عاقل بیش از یک سوراخ میشناسد.
Manche Tage erfordern mehr Kaffee als andere.
بعضی روزها بیشتر از بقیه روزها قهوه میطلبند.
Ein wenig mehr Mühe.
کمی تلاش بیشتر.
Mache deine Arbeit mit mehr Sorgfalt.
کارت را با توجه بیشتری انجام بده.
Weniger ist mehr!
کمتر بیشتر است!
Die Seele braucht mehr Raum als der Körper.
روح نسبت به جسم به فضای بیشتری نیاز دارد.
Je mehr wir lernen, desto mehr wissen wir.
هر چه بیشتر یاد میگیریم، به همان اندازه بیشتر میدانیم.
Tokyo hat mehr als zehn Millionen Einwohner.
توکیو بیش از ده میلیون نفر جمعیت دارد.
Eifersucht enthält mehr Eigenliebe als Liebe.
حسادت بیشتر حاوی عشق به خود است تا عشق.