فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بطور فزاینده

تأییدنشده

immer mehr عبارت

عبارت

  • بطور فزایندهبِطورِ فَزایَندهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گر و گرگُر و گُرتأییدنشده

دستور زبانِ immer mehr

عبارت

مثال‌ها

Die Statistik spielt immer mehr die Rolle des Schicksals.

آمار در سرنوشت نقش بیشتری بازی می‌کند.

Obwohl es keine Oberschicht mehr gibt, wollen immer mehr Leute ihr angehören.

با اینکه طبقهٔ اشرافی دیگر وجود ندارد، همیشه بیشتر مردم می‌خواهند به آن تعلق داشته باشند.

Es gibt immer mehr Schlechtere als Gute.

همیشه ناکسان بیشتر از کسان هستند.

Ich mochte mysteriöse Charaktere schon immer mehr.

همیشه شخصیت‌های مرموز را بیشتر دوست داشتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich kam immer mehr ins Schwitzen

گر و گر عرق کردم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6954755), cojiluc (fa #8140525), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2880238), cojiluc (fa #8132902), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2742307), cojiluc (fa #12690682), tatoeba.org
  4. ۴: ludoviko (de #112), AchillePoirot (fa #3847405), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها