بطور فزاینده
عبارت
- بطور فزاینده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گر و گر
دستور زبانِ immer mehr
عبارت
مثالها
Die Statistik spielt immer mehr die Rolle des Schicksals.
آمار در سرنوشت نقش بیشتری بازی میکند.
Obwohl es keine Oberschicht mehr gibt, wollen immer mehr Leute ihr angehören.
با اینکه طبقهٔ اشرافی دیگر وجود ندارد، همیشه بیشتر مردم میخواهند به آن تعلق داشته باشند.
Es gibt immer mehr Schlechtere als Gute.
همیشه ناکسان بیشتر از کسان هستند.
Ich mochte mysteriöse Charaktere schon immer mehr.
همیشه شخصیتهای مرموز را بیشتر دوست داشتم.
ich kam immer mehr ins Schwitzen
گر و گر عرق کردم