فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آوردن

تأییدنشده

âvardan[ʔɒː.væɹ.d̪ǽn]

liefern فعل

فعل

  • آوردنâvardanآوَردَن[ʔɒː.væɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرستادنferestâdanفِرِستادَن[fe.ɹes.t̪ʰɒː.d̪ǽn]تأییدنشده
  • رساندنrasândanرِساندَن[ɹæ.sɒːn̪.d̪æn](to bring or transport something to its destination)تأییدنشده

دستور زبانِ liefern

فعل

تلفظ
[ˈliːfɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geliefertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • liefernمعلوم، مصدر، حال
  • lieferndمعلوم، participle، حال
  • geliefertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lieferمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liefereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liefreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • liefertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lieferمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liefereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liefreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • liefereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liefreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lieferstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lieferstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • liefertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • liefereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liefreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • liefernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • liefernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • liefertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • liefertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • liefernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • liefernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lieferteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lieferteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • liefertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liefertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lieferteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lieferteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • liefertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liefertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • liefertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liefertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • liefertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liefertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lieferestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • lieferetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • liefrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • liefretمعلوم، جمع، حال، subjunctive

مثال‌ها

Die Wissenschaft kann keine endgültige Antwort liefern.

این علم هیچ پاسخ قطعی نمی‌تواند ارائه کند.

Die ersten vierzig Jahre unseres Lebens liefern den Text, die folgenden dreißig den Kommentar dazu.

چهل سال اول زندگیمان متن اصلی را فراهم می‌کند، سی سال بعدی حاشیه‌ها را.

diese Geschichte liefert den Beweis

این حکایت مصداق دارد

sich mit jem. eine Prügelei liefern

با کسی گلاویز شدن

sie liefern keinen einzigen Beweis

حتی یک دلیل اقامه نمی کنند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1775082), cojiluc (fa #7726337), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2835998), cojiluc (fa #13140623), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها