فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افسوس خوردن

تأییدنشده

afsus xordan[ʔæf.suːs xoɹ.d̪æn]

leidtun فعل

فعل

  • افسوس خوردنafsus xordan[ʔæf.suːs xoɹ.d̪æn](feel sorry about some past thing)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • افسوسیدن(feel sorry about some past thing)تأییدنشده
  • پشیمان شدنpašimân šodanپَشیمان شُدَن[pʰæ.ʃiː.mɒ́ːn ʃo.d̪æn](feel sorry about some past thing)تأییدنشده

دستور زبانِ leidtun

فعل

تلفظ
[ˈlaɪ̯ttuːn]
همهٔ صورت‌ها
  • tu leidاول‌شخص، حال، مفرد
  • leidgetanparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • leidzutunمعلوم، extended، مصدر
  • leidtuendمعلوم، participle، حال
  • leidgetanparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tu leidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tue leidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tut leidمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tue leidمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • tue leidمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • leidtueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • leidtueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tust leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tuest leidمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • leidtustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • leidtuestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tut leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tue leidمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • leidtutمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leidtueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tun leidمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • tuen leidمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • leidtuenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tut leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tuet leidمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • leidtutمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • leidtuetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • tun leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tuen leidمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • leidtuenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • tat leidمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • täte leidمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • leidtatمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • leidtäteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tatest leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tatst leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tätest leidمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • leidtatestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • leidtatstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • leidtätestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tat leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • täte leidمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • leidtatمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leidtäteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • taten leidمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • täten leidمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • leidtatenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • leidtätenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • tatet leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tätet leidمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • leidtatetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • leidtätetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • taten leidمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • täten leidمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • leidtatenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leidtätenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich habe doch gesagt, dass es mir leidtut.

من گفتم که متاسفم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #5256319), Hussein64 (fa #5117858), tatoeba.org
منابع و مجوزها