فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درد کشیدن

تأییدنشده

leiden فعل

فعل

  • درد کشیدن(starke psychische oder physische Schmerzen verspüren)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تحمل کردنtahammol kardanتَحَمُل کَردَنتأییدنشده
  • رنج بردنتأییدنشده

دستور زبانِ leiden

فعل

تلفظ
[ˈlaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • selten: leidوجه امری، مفرد
  • gelittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • leidendمعلوم، participle، حال
  • gelittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • leidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leideمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leidetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • leideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • leidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • leidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • leidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • littمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • litteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • littestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • littstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • littestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • littمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • litteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • littenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • littenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • littetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • littetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • littenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • littenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Leiden sind Lehren.

رنج درس است.

Wer schön sein will, muss viel leiden.

کسی که می‌خواهد زیبا باشد، باید رنج ببرد.

Leben heißt leiden.

زندگی رنج است.

Optimisten leiden, ohne zu klagen. Pessimisten klagen, ohne zu leiden.

آدمهای خوشبین بدون شکایت کردن رنج می‌برند. آدمهای بدبین بدون رنج بردن شکایت می‌کنند.

Tom leidet an zu niedrigem Blutdruck.

تام از فشار خون پایین رنج می‌برد.

Wer schön sein will, muss leiden.

هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

Leiden Sie an Sodbrennen?

آیا از سوزش معده رنج می‌بری؟

Vergessen und Vergessenwerden! Wer lange lebt auf Erden, der hat wohl diese beiden zu lernen und zu leiden.

فراموش کردن و فراموش شدن! کسی که در این دنیا طولانی زندگی کند این دو را می‌آموزد و از آنها رنج می‌برد.

Sie leidet an einer ernsthaften Krankheit.

او از یک بیماری جدی رنج می‌برد.

Ich leide an einem leichten Schnupfen.

من یک سرما خوردگی خفیف گرفتم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2176229), cojiluc (fa #6922136), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4903124), cojiluc (fa #7360872), tatoeba.org
  3. ۳: Manfredo (de #1954461), cojiluc (fa #6922140), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1555038), cojiluc (fa #6922466), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #4943736), cojiluc (fa #6955155), tatoeba.org
  6. ۶: MUIRIEL (de #1054002), cojiluc (fa #6837138), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #880093), cojiluc (fa #7780902), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1767711), cojiluc (fa #7553764), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #820556), cojiluc (fa #9952446), tatoeba.org
  10. ۱۰: al_ex_an_der (de #3494862), cojiluc (fa #11918733), tatoeba.org
منابع و مجوزها