فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آمورش دادن

تأییدنشده

lehren فعل

فعل

  • آمورش دادن(jemandem etwas vermitteln, beibringen; jemanden in etwas unterrichten, unterweisen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درس دادندَرس دادَنتأییدنشده
  • تعلیم دادنتَعلیم دادَنتأییدنشده
  • آموزاندن(to pass on knowledge)تأییدنشده
  • یاد دادن درس دادن(to pass on knowledge)تأییدنشده

دستور زبانِ lehren

فعل

تلفظ
[ˈleːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gelehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lehrendمعلوم، participle، حال
  • gelehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • lehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • lehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Lies solche Bücher, die dich etwas lehren.

کتابی را بخوان که چیزی به تو یاد دهد.

Etwas zu lernen ist eine Sache, etwas zu lehren ist eine ganz andere.

چیزی آموختن یک چیز است، چیزی آموزاندن کاملا یک چیز دیگر.

Man soll Denken lehren, nicht Gedachtes.

باید فکر کردن را آموخت، نه به یاد داشتن را.

Das Lernen vieler Dinge lehrt nicht Verständnis.

یادگیری زیاد باعث فهم نمی‌شود.

Das Bildungssystem lehrt die Schüler nicht, es leert sie.

سیستم آموزشی متعلم را تعلیم نمی‌دهد، بلکه او را تهی می‌کند.

Nur die Vernunft lehrt schweigen. Das Herz lehrt reden.

فقط عقل خاموش شدن را می‌آموزد. دل سخن گفتن را می‌آموزد.

Wissen können wir von anderen lernen, Weisheit müssen wir uns selber lehren.

ما می‌توانیم علم را از دیگران بیاموزیم، اما دانایی را فقط از خودمان می‌آموزیم.

Man kann niemanden etwas lehren, man kann ihm nur helfen, es in sich selbst zu finden.

نمی‌توان به هیچکس چیزی آموخت، فقط می‌توان او را کمک کرد که آن را خودش پیدا کند.

Gut sein ist edel. Andere lehren, gut zu sein, ist noch edler. Und leichter.

خوب بودن اصالت است. یاد دادن خوب بودن به دیگران هم اصالت است. و ساده‌تر است.

Wer furchtsam bittet, lehrt verweigern.

آنکه با ترس و لرز درخواست می‌کند، رد کردن را یاد می‌دهد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Espi (de #1925959), cojiluc (fa #11978240), tatoeba.org
  2. ۲: Tamy (de #8092456), cojiluc (fa #11978260), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #9530118), cojiluc (fa #13120090), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2483011), cojiluc (fa #7559483), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #10607258), cojiluc (fa #12716400), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2332019), cojiluc (fa #12126895), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2708131), cojiluc (fa #7548410), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #5573408), cojiluc (fa #13119741), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2962353), cojiluc (fa #7049663), tatoeba.org
  10. ۱۰: samueldora (de #1192618), cojiluc (fa #12041354), tatoeba.org
منابع و مجوزها