فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زنده

zende, zande[zen̪.d̪é][zæn̪.d̪é]

lebendig صفت

صفت

  • زندهzende, zande[zen̪.d̪é][zæn̪.d̪é](having life)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جاندارjândâr[dʒɒːnˈd̪ɒːɾ](living, alive, animate)تأییدنشده

دستور زبانِ lebendig

صفت

تلفظ
[leˈbɛndɪç], [leˈbɛndɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • lebendigerصفت تفضیلی
  • am lebendigstenصفت عالی
  • lebendigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lebendigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lebendigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • lebendigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lebendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lebendigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lebendigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lebendigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • lebendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lebendigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • lebendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lebendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • lebendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lebendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • lebendigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • lebendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lebendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • lebendigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • lebendigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • lebendigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lebendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • lebendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lebendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • lebendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lebendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • lebendigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lebendigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lebendigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lebendigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • lebendigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lebendigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Sie wurde lebendig begraben.

او زنده به گور شد.

Wir hatten eine sehr lebendige Diskussion.

ما یک بحث بسیار زنده داشتیم.

Aus irgendeinem Grund fühle ich mich nachts lebendiger.

بنا به دلایلی شب ها سرزنده تر ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

die Vergangenheit wird lebendig

به گذشته جان میبخشد

Lieber ein lebendiger Hund als ein toter Löwe.

یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1791518), cojiluc (fa #11563597), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3962847), cojiluc (fa #6966805), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #134), kuarash (fa #3840086), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Balamax (de #2375703), AsliAbbasi (fa #1601763), tatoeba.org
منابع و مجوزها