فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گذاشتن

تأییدنشده

gozâštan[ɡ̥o.zɒːʃ.t̪ʰǽn]

lassen فعل

فعل

  • گذاشتنgozâštanگُذاشتَن[ɡ̥o.zɒːʃ.t̪ʰǽn](allow)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اجازه دادنejâze dâdan[ʔe.d͡ʒɒː.ze d̪ɒː.d̪æn](allow)تأییدنشده

دستور زبانِ lassen

فعل

تلفظ
[ˈlasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • lassetوجه امری، جمع
  • gelassenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lassendمعلوم، participle، حال
  • gelassenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lassمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lasseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lasstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lässtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lässtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ließمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ließeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ließestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ließestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ließمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ließeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ließenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ließenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ließetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ließenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ließenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Lassen wir uns scheiden.

بگذارید طلاق بگیریم.

Das Mädchen ließ den Vogel entkommen.

دختر گذاشت پرنده فرار کند.

Leben und leben lassen.

زندگی کنید و بگذارید زندگی کنند.

Glück tut gut, aber Leid lässt die Seele wachsen.

خوشی خوب است، اما رنج جان را پرورش می‌دهد.

Lasst uns im Schatten dieses Baumes sitzen.

بگذارید در سایهٔ این درخت بنشینیم.

Die Polizei ließ ihn frei.

پلیس او را آزاد کرد.

Lasst uns die Diskussion fortsetzen.

بگذارید بحث را ادامه دهیم.

Lasst uns das Fest starten!

بگذار بزم را آغاز کنیم.

Lasst uns zusammen fliehen.

بگذار با هم بگریزیم.

Sie lässt sich leicht ablenken.

او به راحتی حواسش پرت می‌شود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #1369489), cojiluc (fa #11079475), tatoeba.org
  2. ۲: Sudajaengi (de #1221105), cojiluc (fa #6934292), tatoeba.org
  3. ۳: Sudajaengi (de #1008443), reto (fa #5658384), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1397461), cojiluc (fa #8167878), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #850064), cojiluc (fa #6940519), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #586982), mahdiye (fa #586994), tatoeba.org
  7. ۷: xtofu80 (de #396677), cojiluc (fa #6970483), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #4063198), cojiluc (fa #8144055), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #901176), cojiluc (fa #8411920), tatoeba.org
  10. ۱۰: al_ex_an_der (de #1220435), cojiluc (fa #7988641), tatoeba.org
منابع و مجوزها