فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لنگ

lang

lahm صفت

صفت

  • لنگlangلَنگ(unable to walk properly because of a problem with one's feet or legs)

دستور زبانِ lahm

صفت

تلفظ
[laːm]
همهٔ صورت‌ها
  • lahmerصفت تفضیلی
  • am lahmstenصفت عالی
  • lahmerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lahmenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lahmemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lahmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • lahmeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • lahmeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lahmenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lahmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • lahmerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lahmeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lahmesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • lahmenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lahmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lahmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • lahmesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • lahmenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • lahmererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lahmereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lahmeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • lahmereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lahmererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lahmererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • lahmeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lahmererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • lahmeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • lahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • lahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • lahmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • lahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • lahmereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • lahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • lahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • lahmererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • lahmereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • lahmeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • lahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • lahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • lahmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • lahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • lahmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • lahmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • lahmsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lahmsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lahmstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • lahmstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lahmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • lahmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • lahmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wenn du weiter so läufst wie eine lahme Ente, werden wir nie ans Ziel gelangen.

اگر تو همچنان مانند یک اردک لنگ راه بروی، ما هرگز به مقصد نخواهیم رسید.

Ein Streik legte den Postverkehr lahm.

اعتصاب سرویس پستی را مختل ساخت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: alik_farber (de #4417807), cojiluc (fa #12683990), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #11548150), cojiluc (fa #11924408), tatoeba.org
منابع و مجوزها