فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دروغ گفتن

doruġ goftan[d̪o.ɹuːɢ̥ ɡ̥of.t̪ʰǽn]

lügen فعل

فعل

  • دروغ گفتنdoruġ goftanدُروغ گُفتَن[d̪o.ɹuːɢ̥ ɡ̥of.t̪ʰǽn](tell an intentional untruth)

دستور زبانِ lügen

فعل

تلفظ
[ˈlyːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • lügenمعلوم، مصدر، حال
  • lügendمعلوم، participle، حال
  • gelogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lügمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lügeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lügtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lügeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • lügeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lügstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lügestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lügtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lügeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lügenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • lügenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lügtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lügetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • lügenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lügenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • logمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • logstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • lögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • logمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • logenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • logtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • lögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • logenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Ziege mag lügen - aber ihre Hörner nicht.

بز می‌خواهد دروغ بگوید، اما شاخهایش نه.

Wer dir sagt, er hätte noch nie gelogen, dem traue nicht, mein Sohn!

فرزندم، به کسی که به تو می‌گوید هرگز دروغ نگفته است، اعتماد نکن.

Ich log, ohne es zu wollen.

من ناخواسته دروغ گفتم.

Einzig den Ärzten ist es erlaubt, zu lügen.

بعضی پزشکان مجازند دروغ بگویند.

Selbst Tom hat gelogen.

حتی تام دروغ گفت.

Er lügt!

دروغ می‌گوید!

"Lüge nicht" bedeutet nicht unbedingt "sage die Wahrheit".

«دروغ نگفتن» الزاما به معنی «راست گفتن» نیست.

Das ist vom Anfang bis zum Ende gelogen.

از سر تا ته دروغ است.

Die Wahrheit ist, dass ich gelogen habe.

حقیقت اینست که من دروغ گفتم.

Lüg mich nie mehr an.

دیگه هیچوقت به من دروغ نگو.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4950327), cojiluc (fa #8143663), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2406726), cojiluc (fa #13139901), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #1031149), cojiluc (fa #6837042), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5401764), cojiluc (fa #8140328), tatoeba.org
  5. ۵: raggione (de #6476857), cojiluc (fa #6945362), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #920959), cojiluc (fa #10736520), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1077399), cojiluc (fa #7236744), tatoeba.org
  8. ۸: al_ex_an_der (de #3064559), cojiluc (fa #6945379), tatoeba.org
  9. ۹: Manfredo (de #691859), cojiluc (fa #6945373), tatoeba.org
  10. ۱۰: kolonjano (de #2352032), Suroosh (fa #11761224), tatoeba.org
منابع و مجوزها