فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرفتن

gereftan[ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]

kriegen فعل

فعل

  • گرفتنgereftanگِرِفتَن[ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn](to receive)(get)(to obtain)(to take what is offered, accept from another)محاوره‌ای
  • دریافت کردنdaryâft kardanدَریافت کَردَن[d̪æɹ.jɒ́ːft̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to take what is offered, accept from another)محاوره‌ای
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به دست آوردنbe dast âvardan[be d̪ǽst̪ʰ ʔɒː.væɹ.d̪ǽn][be d̪ǽst̪ʰ ʔɒː.voɹ.d̪ǽn](bekommen, erhalten)تأییدنشده
  • بدست آوردنبِدَست آوَردَن(to obtain)محاوره‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ kriegen

فعل

تلفظ
[ˈkʁiːɡn̩], [ˈkʁiːɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gekriegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kriegendمعلوم، participle، حال
  • gekriegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kriegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kriegetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kriegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kriegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kriegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriegestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kriegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kriegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kriegetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kriegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kriegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kriegetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kriegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kriegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kriegeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kriegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kriegetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kriegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kriegeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kriegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kriegeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kriegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kriegetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kriegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kriegetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kriegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kriegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kriegetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kriegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kriegetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das kriegen wir hin

از این عهده بر میاییم

von da kriegen wir kein Geld

از اینجا چیزی عاید ما نمیشود

Von einem Geizhals Geld zu kriegen, ist was besonderes

از خرس موی کندن غنیمته

wenn es Reis gibt, kriege ich Appetit

اگر پلو باشد بخرش هستم

etwas nicht auf die Reihe kriegen

توانائی فهمش را نداشتن

dich werde ich noch kriegen

حسابت پیش من است

in der Firma Boden unter die Füsse kriegen

در شرکت دست و پا کردن

den Hals nicht voll kriegen

دو قورت و نیمش هم باقی بودن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
منابع و مجوزها