فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عرض چیزی را طی کردن

تأییدنشده

kreuzen فعل

فعل

  • عرض چیزی را طی کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آمیزش دادنآمیزِش دادَن(biolog.)تأییدنشده
  • پیوند زدنپِیوَند زَدَن(biolog.)تأییدنشده

دستور زبانِ kreuzen

فعل

تلفظ
[ˈkʁɔɪ̯t͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekreuztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kreuzenمعلوم، مصدر، حال
  • kreuzendمعلوم، participle، حال
  • gekreuztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kreuzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kreuzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kreuztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kreuzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kreuzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kreuztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kreuzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kreuztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kreuzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kreuzenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kreuzenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kreuztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kreuzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kreuzenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kreuzenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kreuzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kreuzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kreuztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kreuztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kreuzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kreuzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kreuztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kreuztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kreuztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kreuztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kreuztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kreuztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gekreuztparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er läuft kreuz und quer

او اینور و آنور میرود

Schnittwunden, die kreuz und quer verlaufen

زخمهای چپ اندر راست

das geht alles kreuz und quer

همه اش اینور و آنور است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها