فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نوازش کردن

تأییدنشده

kosen فعل

فعل

  • نوازش کردن(touch or kiss lovingly)تأییدنشده

دستور زبانِ kosen

فعل

تلفظ
[ˈkoːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kosendمعلوم، participle، حال
  • gekostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kosمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • koseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kostمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • koseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • koseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kostمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kosestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kostمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • koseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kostمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kosetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kosteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kosteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kostestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kostestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kosteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kosteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kostenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kostenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kostetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kostetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kostenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kostenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Eine Wohnung im Vorort kostet halb so viel wie in der Stadt.

مسکن در حومهٔ شهر نصف شهر هزینه دارد.

Ich mache mir immer Vorwürfe, dass meine Malerei nicht wert ist, was sie kostet.

من همیشه خود را ملامت می‌کنم، که نقاشی‌هایم ارزش قیمتی که دارند را ندارند.

Geld kostet zu viel.

پول زیاد هزینه دارد.

Ein Lächeln kostet nichts, aber es ist viel wert.

لبخند قیمتی ندارد، اما بسیار ارزشمند است.

Ein Lächeln kostet nichts, also schenke es jedem.

یک لبخند خرجی ندارد، پس آن را به هرکس ببخش.

Nichts ist umsonst. Selbst der Tod kostet das Leben.

هیچ چیز در زندگی مجانی نیست. حتی مرگ به قیمت جان است.

Fragen kostet nichts.

سؤال کردن ضرری ندارد.

Höflichkeit kostet nichts.

احترام هیچ خرجی ندارد.

Dieses Buch kostet 4 Dollar.

قیمت این کتاب 4 دلار است.

Diese CD kostet 10 Dollar.

قیمت آن سی دی 10 دلار است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: eric2 (de #7590566), cojiluc (fa #10729428), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2449457), cojiluc (fa #13121202), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #8085253), cojiluc (fa #8089063), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1203145), cojiluc (fa #8152514), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1003528), cojiluc (fa #8140561), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1812246), cojiluc (fa #6938173), tatoeba.org
  7. ۷: xtofu80 (de #804528), cojiluc (fa #7499734), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #3647899), cojiluc (fa #10006900), tatoeba.org
  9. ۹: MUIRIEL (de #473795), Esperantodan (fa #740066), tatoeba.org
  10. ۱۰: dalpaengi (de #561079), pliiganto (fa #795695), tatoeba.org
منابع و مجوزها