فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پختن

poxtan[pʰox.t̪ʰǽn]

kochen فعل

فعل

  • پختنpoxtanپُختَن[pʰox.t̪ʰǽn](to be cooked)(to prepare food for eating)(Küche: Lebensmittel unter Einwirkung von Hitze zu einer Mahlzeit zubereiten)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • از جا در رفتناز جا دَر رَفتَن(vor Wut)تأییدنشده
  • پختهپُخته(to be cooked)تأییدنشده

دستور زبانِ kochen

فعل

تلفظ
[ˈkɔxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekochtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kochendمعلوم، participle، حال
  • gekochtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kochمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kocheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kochtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kocheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kocheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kochstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kochestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kochtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kocheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kochtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kochetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kochteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kochteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kochtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kochteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kochteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kochtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kochtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kochtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kochtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Von den Reichen kann man sparen lernen, von den Armen kochen.

از اغنیا می‌توان پس‌انداز کردن را یاد گرفت، از مستمندان غذا پختن را.

Die Revolution ist das Feuer, an dem die einen verbrennen und die anderen ihre Suppe kochen.

انقلاب آتشیست که از آن بعضی می‌سوزند و بعضی آش خود را می‌پزند.

Auf alten Pfannen lernt man kochen.

آدم با ماهی تابهٔ کهنه آشپزی یاد می‌گیرد.

Bei den Reichen lernt man sparen, bei den Armen kochen.

آدم نزد اغنیا پس‌انداز کردن را یاد می‌گیرد و نزد فقرا پختن را.

Bei den Reichen kann man sparen lernen und bei den Armen kochen.

نزد ثروتمندان می‌توان پس‌انداز کردن را یاد گرفت و نزد فقیران آشپزی کردن را.

Was kochst du denn da?

آنجا چه می‌پزی؟

Verlassen Sie nicht die Küche, während Sie auf dem Herd kochen!

هنگام آشپزی با اجاق، آشپزخانه را ترک نکنید.

Sie kochte die Eier.

اوتخم مرغها را آب پزکرد

ترجمهٔ غیرمستقیم

Koche die Suppe so lange, bis sie andickt.

آنقدر سوپ رو بجوشانید تا غلیظ بشود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wer kocht?

چه کسی آشپزی می‌کند؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2121288), cojiluc (fa #7555727), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #6057818), cojiluc (fa #8103133), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4609838), cojiluc (fa #10796082), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #836478), cojiluc (fa #8159704), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1061757), cojiluc (fa #7548495), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #4910990), cojiluc (fa #6929984), tatoeba.org
  7. ۷: al_ex_an_der (de #1800638), cojiluc (fa #7453596), tatoeba.org
  8. ۸: Sudajaengi (de #938516), Reza7 (fa #2872333), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #925044), mshahriarinia (fa #7745971), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #11682571), cojiluc (fa #7963231), tatoeba.org
منابع و مجوزها