فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دزدیدن

dozdidan[d̪oz.d̪iː.d̪ǽn]

klauen فعل

فعل

  • دزدیدنdozdidanدُزدیدَن[d̪oz.d̪iː.d̪ǽn](to illegally take possession of)محاوره‌ای
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کش رفتنکِش رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ klauen

فعل

تلفظ
[ˈklaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • geklautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • klauendمعلوم، participle، حال
  • geklautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • klauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klaueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • klaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • klauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • klautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • klautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Gute Künstler kopieren, große Künstler klauen.

هنرمند خوب کپی می‌کند، هنرمند بزرگ می‌دزدد.

Wer hat meinen Schlüssel geklaut?

چه کسی کلیدهای مرا دزدیده است؟

Eine gute Idee erkennt man daran, dass sie geklaut wird.

یک ایدهٔ خوب را می‌توان از دزدیده شدنش تشخیص داد.

Jemand hat Toms Gitarre geklaut.

یک نفر گیتار تام را دزدیده است.

Mir wurde das Geld geklaut.

پولم دزدیده شد.

Ich klaue es nicht. Ich nehme es nur wieder zurück.

من آن را نمی‌دزدم. من فقط آن را بازپس می‌گیرم.

Das Auto wurde geklaut.

ماشین سرقت شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #1405523), cojiluc (fa #6963158), tatoeba.org
  2. ۲: list (de #5974136), cojiluc (fa #6963156), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5694236), cojiluc (fa #6963151), tatoeba.org
  4. ۴: InspectorMustache (de #3997099), cojiluc (fa #6963149), tatoeba.org
  5. ۵: enteka (de #1289776), cojiluc (fa #6963148), tatoeba.org
  6. ۶: mrtaistoi (de #3521400), cojiluc (fa #6963159), tatoeba.org
  7. ۷: mayabe (de #12408011), AsliAbbasi (fa #2769482), tatoeba.org
منابع و مجوزها