فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر علیه کسی اقامهٔ شکایت کردن

تأییدنشده

klagen فعل

فعل

  • بر علیه کسی اقامهٔ شکایت کردنبَر عَلَیه کِسی اِقامهٔ شِکایَت کَردَن(jurist.)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ناله کردنناله کَردَن(trauern)تأییدنشده
  • گلگی کردنگِلِگی کَردَن(kritisieren)تأییدنشده

دستور زبانِ klagen

فعل

تلفظ
[ˈklaːɡn̩], [ˈklaːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geklagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • klagendمعلوم، participle، حال
  • geklagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • klagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • klageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • klagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • klagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • klagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Weine und klage nicht!

گریه و ناله نکن!

Optimisten leiden, ohne zu klagen. Pessimisten klagen, ohne zu leiden.

آدمهای خوشبین بدون شکایت کردن رنج می‌برند. آدمهای بدبین بدون رنج بردن شکایت می‌کنند.

Er klagte, dass das Zimmer zu warm und feucht war.

او گلایه کرد که اتاق زیاد گرم و نمناک است.

Jedermann klagt über sein Gedächtnis, niemand über seinen Verstand.

همه از حافظهٔ خود گلایه می‌کنند، هیچکس از فهم خود گلایه نمی‌کند.

Sie klagen immer.

آنها همیشه می‌نالند.

Statt zu klagen, solltest du vielleicht helfen.

شاید بجای شکایت کردن، باید کمک کنی.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2601317), cojiluc (fa #12779714), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1555038), cojiluc (fa #6922466), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4309113), cojiluc (fa #10346507), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2569655), cojiluc (fa #12151039), tatoeba.org
  5. ۵: batsheep (de #6885553), cojiluc (fa #12779711), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1686839), cojiluc (fa #6931785), tatoeba.org
منابع و مجوزها