فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

وارونه شدن

تأییدنشده

kentern فعل

فعل

  • وارونه شدنوارونه شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چپه شدنčape šodanچَپه شُدَن[t͡ʃʰæpʰ.pʰe ʃo.d̪æn][t͡ʃʰæ.pʰe ʃo.d̪æn]تأییدنشده
  • واژگون شدنتأییدنشده

دستور زبانِ kentern

فعل

تلفظ
[ˈkɛntɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gekentertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kenterndمعلوم، participle، حال
  • gekentertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kenterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kentereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kentreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kentertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kenterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kentereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kentreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kentereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kentreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kenterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kenterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kentertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kentereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kentreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kentertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kentertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kenterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kenterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kentertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kentertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kenterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kenterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kentertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kentertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kentertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kentertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kentertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kentertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Das Schiff ist mitten auf dem Ozean gekentert.

کشتی در میان اقیانوس واژگون شد.

Ein Staat ist ein Boot, in dem wir alle unseren Platz haben, doch es wird kentern, wenn wir es einseitig belasten.

کشور یک قایق است که در آن ما همه، جای خود را داریم، اما هنگامی که یک سوی آن را سنگین می‌کنیم واژگون خواهد شد.

Zögen alle am gleichen Strang, würde die Welt kentern.

اگر همه رهسپار یک ساحل شوند، دنیا واژگون خواهد شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: brauchinet (de #2727920), cojiluc (fa #12561974), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #7364602), cojiluc (fa #11768098), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1384856), cojiluc (fa #11768104), tatoeba.org
منابع و مجوزها