هیچ
hič[hiːt͡ʃʰ]
kein
۱Kein Honig ohne Gift.
هیچ عسلی بدون زهر نیست.
قید
- هیچ
ادات
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- نه
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Das Universum hat kein Ende.
کیهان انتها ندارد.
۳Er ist kein Apotheker.
او داروساز است.
۱Kein Honig ohne Gift.
هیچ عسلی بدون زهر نیست.
۴Kein Fisch ist ohne Gräte, kein Mensch ohne Mängel.
هیچ ماهیای بی خار نیست، هیچ آدمی بی نقص نیست.
۵Rede nicht, wo kein Ohr ist.
جایی که هیچ گوشی نیست، حرف نزن.
۶sei Hilfe, kein Hindernis
راهبر باش نه راه بر
۷Lass dir Zeit! Das ist ein Marathon, kein Sprint.
عجله نکن. این یک ماراتن است، نه یک دو سرعت.
۸als wäre ich kein Mensch
اصلا انگار نه انگار که انسانم
۹Kein Freud, kein Schmerz
نه سعادتی هست نه عقوبتی
۱۰Das Leben ist kein Spaziergang
دنیا جای آزمایش است نه جای آسایش